امروز اول ژوئیه است. سه روز دیگر، روز استقلال آمریکا گرامی داشته خواهد شد. امسال درست دویستوپنجاه سال از استقلال آمریکا میگذرد. در تابستان سال ۱۷۷۶ چه کسی میتوانست بداند که در شهر فیلادلفیای ایالت پنسیلوانیا، در خیابان مارکت، در اتاقی اجارهای با سقفی کوتاه در طبقه دوم ساختمانی سهطبقه، جوانی سیوسه ساله به نام Thomas Jefferson (توماس جفرسن) سطرهایی را بر کاغذ مینگارد که در سالهای آینده به منشور جهان نو بدل خواهد شد؟
جفرسن نوشته بود:
«ما این حقایق را بدیهی و آشکار میدانیم که همه انسانها برابر آفریده شدهاند و آفریدگارشان برخی حقوق بنیادین را به آنان عطا کرده است. هر انسانی حق زندگی، آزادی و جستوجوی خوشبختی را داراست.»
توماس جفرسن نابغهای کممانند بود؛ او همزمان سیاستمدار، دولتمرد، دانشمند، آموزگار، فیلسوف، معمار، دیپلمات و کارشناس کشاورزی بود.
سالها پیش ما در کتابهای درسی، شعر استحکام یک ملت از Ralph Waldo Emerson (رالف والدو امرسن) را خوانده بودیم. آخرین بند این شعر، دلهای جوانان را سرشار از عزم و اراده میکرد.
بنیانگذار ملت ما، Muhammad Ali Jinnah (محمدعلی جناح) نیز در یازدهم اوت ۱۹۴۷ چنین گوهرهای نابی به ما بخشیده بود؛ گوهرهایی که ما با «قرارداد مقاصد» در ۱۲ مارس ۱۹۴۹ بر آنها آب سرد ریختیم.
اما امروز باید دید آن رؤیایی که توماس جفرسن برای انسانها در باب جستوجوی خوشبختی ترسیم کرده بود، آمریکا در داخل کشور خود و در سراسر جهان برای تحقق آن چه کرده است.
همگان میدانند که خود آمریکا در قرن نوزدهم، بر سر مسئله بردهداری، چهار سال جنگ داخلی را از سر گذراند. برای پایان کامل تبعیض نژادی نیز آمریکا ناچار شد تا دوم ژوئیه ۱۹۶۴ در انتظار قانون حقوق برابر بماند.
آمریکا از آغاز قرن بیستم بهتدریج بهعنوان یک قدرت بزرگ صنعتی سر برآورد. در دو جنگ جهانی نقش کلیدی ایفا کرد و پس از جنگ جهانی دوم، بریتانیا از جایگاه قدرت استعماری کنار رفت و رسماً پرچم ابرقدرتی را به آمریکا سپرد.
در جنگ جهانی دوم، چهارصد هزار سرباز آمریکایی کشته شدند. در سال ۱۹۵۰ آمریکا در جنگ کره شرکت کرد. در سال ۱۹۵۳ در ایران و در ۱۹۵۴ در گواتمالا، از طریق عملیات مخفیانه، حکومتها را تغییر داد. جنگ ویتنام که از سال ۱۹۵۴ آغاز شد، بیست سال ادامه یافت.
در آمریکای لاتین، آمریکا در کوبا، هندوراس، پاناما، گرانادا، شیلی، برزیل، بولیوی و ونزوئلا مداخله کرد. در آمریکای لاتین، شرکت یونایتد فروت بهعنوان ابزار پنهان آمریکا عمل میکرد.
در قارهٔ اروپا، آمریکا در مقاطع مختلف در آلمان، اتریش، ایتالیا، فرانسه، بوسنی، صربستان، قبرس، یونان و کوزوو مداخلهٔ نظامی کرده است.
در خاورمیانه و آسیا، آمریکا بارها بهصورت آشکار و پنهان به عراق، افغانستان، سوریه، یمن و ایران لشکر کشیده است.
در قارهٔ آفریقا، ردپای آمریکا در سومالی، لیبی، نیجریه، مالدیو، سودان، لیبریا و اتیوپی، بخشی از تاریخ معاصر جهان به شمار میرود.
توماس جفرسن دولتمردی آرمانگرا بود. چگونه میتوانست بداند که دو قرن بعد، حاکمی چون Harry S. Truman (هری اس. ترومن)، با وجود گزینههای کمهزینهتر و کمخطرتر، بشریت را با فاجعه اتمی آشنا خواهد کرد؟
یکی دیگر از رؤسای جمهور آمریکا، Dwight D. Eisenhower (دوایت دی. آیزنهاور)، در سال ۱۹۶۱ اصطلاح «مجتمع نظامی ـ صنعتی» را وارد ادبیات سیاسی کرد. آن زمان این سخن، پیشبینی آیزنهاور بود؛ اما امروز وجدان جهانی زیر فشار انگشت شست قدرت نظامی آمریکاست.
Ronald Reagan (رونالد ریگان)، بازیگری که رئیسجمهور شد، جنگجویان بیرحم افغانستان را در صف بنیانگذاران آمریکا قرار داد. George W. Bush (جورج دبلیو بوش) آگاهانه دروغ گفت و تمدن کهن عراق را به خاک و خون کشید.
Donald Trump (دونالد ترامپ) در یک جمله، سخنان متناقض را کنار هم مینشاند. او ریاستجمهوری آمریکا را به منطقهای نیمهتاریک میان جرم و سیاست کشانده است.
توماس جفرسن و همراهانش نماد انساندوستی بودند. اما بیحسی دونالد ترامپ در برابر رنج انسانها، امری پذیرفتهشده است.
توماس جفرسن هرگز چنین آمریکایی را در خواب هم نمیدید.
آمریکای امروز، انکار و وارونگی رؤیای بنیانگذاران اندیشمند آن است. آمریکا چون ابری سیاه بر فراز سیاره ما سایه افکنده است. اکنون در سال ۲۰۲۶، آن لحظه فرا رسیده که جهان باید به آرمانهای ۱۷۷۶ و ۱۹۴۵ بازگردد؛ زیرا بدون آن، رؤیای جهانی آرام، شکوفا و مبتنی بر عدالت اقتصادی، هرگز به حقیقت نخواهد پیوست. https://e.jang.com.pk/detail/1096743
نویسنده:وجاهت مسعود از نویسندگان و تحلیلگران برجستهٔ پاکستان است که با نگاهی تاریخی، فرهنگی و سیاسی به تحولات منطقه و جهان مینگرد.
منبع:این یادداشت در روزنامه Daily Jang منتشر شده؛ یکی از قدیمیترین و پرنفوذترین روزنامههای اردوزبان پاکستان که جایگاهی مهم در شکلدهی افکار عمومی دارد.
نظر شما